چند روز پیش رفتم
DVLA
( اداره راهنمایی و رانندگی ) که مدارکم رو تحویل بدم و تقاضای یه گواهینامه
provisional (موقت) برای
رانندگی بکنم. اینجا برای گرفتن گواهینامه اول باید یه گواهینامه موقت بگیری
که ازش برای اموزش استفاده میشه، یعنی همون کلاسهای تعلیم رانندگی، بعد از
یاد گرفتن قسمت عملی و گذروندن تست کتبی، باید برای دادن تست عملی که مرحله
اخر کاره اقدام کنی.
گواهینامه گرفتن
اینجا
عین گذشتن از هفت خوان رستم میمونه حالا عرض میکنم چرا.
درخواست کردنش که اسونترین قسمت کاره چون فقت یه فرمه که
باید پر کنی و بفرستی.
4 خوان اول: این قسمت همون تست کتبیه که باید همزمان با
امرزش عملی و تا قبل از تست عملی انجام بشه. اصلاً سخت نیستا فقط باید یه
کتاب حدوداً 1600 صفحه ای رو که پر از سوالات جور واجوره رو بخوانی، بعد هم
یه امتحان ازت میگیرن که 35 تا تسته و باید 30 تارو درست بزنی وگرنه
... . یه قسمته جدید هم همین اواخر بهش اضافه شده که تقریباً مثل بازی های
ماشین سواری میمونه ، میشوننت پشت کامپیوتر ومیگن شروع کن. تحت شرایط مختلف
باید عکس العمل نشون بدی و خطرهای احتمالی رو حدس بزنی و ....
بقیه خوانهارو هم تست عملی تشکیل میده که تفاوت چندانی با
ایران نداره، چون به نظر من ایران هم همچین اسون نیست و بلد باشی یا نباشی یه
دوباری باید رد بشی تا قبولت کنن. البته اینجا اگه چیزی که میخوان رو بلد
باشی همون بار اول گواهینامت رو میگیری و تورو به خیر و اونارو به سلامت.
حالا از مضایای این گواهینامه بگم. اولاً که همه جا به عنوان
یه مدرک شناسایی معتبر قبولش دارن، یعنی یه چیزی مثل پاسپرت!!! البته مطمئن
نیستم اما شنیدم باهاش حتی میشه از اینجا به کشورهای اروپایی مثل المان و
فرانسه و سوئد و .... مسافرت کرد!! و البته جزو معدود گواهینامه هایی که همه
جای دنیا قبولش دارن. مهمتر از همه کپن قند و شکرتون دو برابر میشه،
هفته ای یکبار بلیط مجانی سینما بهتون میدن ویه هوری
هم 24 ساعته بادتون میزنه!!!
یه چیز جالب، گواهینامه بعضی از کشورها رو میشه با بریتیش
عوض کرد یعنی با داشتن اون گواهینامه بهت گواهینامه خودشون رو میدن.
مسئله جالب اینه که گواهینامه امریکایی رو با بریتیش عوض
نمیکنن!!!!! باحاله نه!! یعنی گواهینامه امریکایی=گواهینامه ساحل اج یا
مالدیو و ....اینجا یه قرون هی نمی ارزه!!!
گذشته از این حرفها، من زیاد شورش کردم و گرفتن گواهینامه به
این سختیا هم نیست اما اسون هم نیست . به هر حال به زودی من هم به جمع
مفتخران دارندیه گواهینامه بریتیش اضافه خواهم شد!
دوشنبه، 2003/04/21
گربه ایرانی!
چند وقت پیش داشتم اینترنت رو سرچ میکردم که زد به سرم
Google رو، البته قسمت عکسش
رو، برای گربه ایرانی سرچ کنم و ببینم این گربیه ملوسی که کلی هم اسم در
کرده و همه جای دنیا هم به بهترین تژاد گربه معروفه و کلی هم گرون قیمته چه
ریختیه؟ و آیا این گربه همون گربه ای که وقتی من رو سر کوچه میدید، اگه پای
مرغکباب
شده هم در میون بود باز هم فرار رو بر قرار ترجیح میداد، هست یا نیست!!
چشمتون روز بد نبینه، عکسها که اومدن، اول فکر کردم من
اشتباهی یه اسم دیگرو نوشتم و این عکسها عمراً عکس گربه های ایرانی باشه،
دلیلش رو هم عرض میکنم، نه چرا بگم، خودتون ببینید تا باورتون بشه!
راستشو بگم این گربه ِ هیچ شباهتی به اون گربه هایی که من تو
ایران دیده بودم نداره که نداره!! در حقیقت یکمی هم زشته اما نا امید نشین،
هنوز جاهای خوبش مونده، این ها رو هم پیدا کردم!!
و سر اخر این یکی که دیگه آخر هرچی گربس، انصافاً تو عمرتون
گربه خوشگل تر از این دیدین؟
البته چشماش یکم ترسناکه، اما واقهاً خیلی نازه!!
راستی حرقه گربه شد یاد این گربه های همسایمون افتادم. تو
این محله ما، همه خونه ها حیاط پشت دارن. تو این حیاط ما یه اتاقک هست که این
گربه های همسایمون دائم اونجا پلاسن، تازه یاد گرفتن کاراشون رو هم تو حیاط
ما انجام میدن، شانس رو میبینید والا!!!!!! تازه بهشون هم نمیشه گفت بالا
چشمتون ابرو ِ . دلم میخواست این گربه ها تو ایران همسایه ما بودن و تو
حیاط ما میومدن تا چنان پزیرایی ازشون میکردم که تا عمر دارن فراموششون
نشه!!!.
لطفاً کماکان نظراتتون رو به
این آدرس برام ایمیل کنین تا ببینم میتونم یه سیستم نظر خواهی از جایی
گیر بیارم یا نه!
Sunday,20 April 2003, 16.22
با عرض سلام خدمت خوانندگان
عزیز ورود خودم رو به جمع وبلاگ نویسان تسلیت و به خودمتبریک میگم. بلاخره بعد
از کلی مصیبت موفق شدم کار این سایت رو به پایان برسونم وراهش
بندازم. یکی نبود بگه، آدم عاقل
نونت
نبود آبت نبود، وب سایت درست کردنت چی بود؟!! میرفتی عین بچه آدم توی یکی از
این وبلاگ سرویس ها یه
account میگرفتی اینقدر هم به خودت دردسر نمیدادی!!!! حالا حتماً دارید میگید این وبسایتش همچین
تهفه ای هم نیست
اینقدر داره ازش تعریف میکنه،
باور کنید قبلاً یه چیزی بود ولی
در اثر یک اشتباه همش پاک شد و این یکی رو
دوباره درست کردم اما دیگه حال درست کردن بعضی قسمتهاش رو نداشتم، به همین
خاطر تا جایی که امکان داشت ساده طراحیش کردم.(بهتره بگم زدم گلش!!!)
اما از اینها گذشته اینطوری بیشتر روی وبلاگ کنترل دارم اما هنوز خیلی خورده
کاریهای دیگه مونده که باید انجام بدم، برای مثال یه سیستم نظر خواهی مثل
همیه وبلاگهای دیگه.
برای امروز دیگه بسه خیلی خسته
ام، پدرم در اومد تا اون عکسها رو
upload
کنم! علان هم خوابم میاد. در مورد این سایت بعداَ بیشتر توضیح خواهم داد.