برای ساختش از مووبل تایپ استفاده کردم و
به زودی هم لینکش رو جایگذین این صفحه میکنم، اگه کسی قبلاً به این صفحه لینک
داده لطفاً لینکش رو تصحیح کنه و اگه میخواد لینک بده به صفحه جدید لینک بده.
لطفاً نظراتتون رو در موردش بنویسید،
البته سعی کردم شبیه اینجا درستش کنم و میشه گفت با اینجا فرق چندانی نداره
اما هنوز کارش تکمیل نشده و دارم روش کار میکنم.
شنبه،
2003/9/August
امروز رفتم کامپیوتر مارکت که یکسری از قطعاتی رو که برای جمع کردن یه
کامپیوتر برای داداشم نیاز دارم بگیرم. البته شنیده بودم که قیمت قطعات اونجا
ارزون تر از جاهای دیگست اما خوب اینطور نبود. توی این هوای گرم کلی راه رفتم
تا مرکز شهر آخرش هم دیدم قیمتهاشون از قیمتهایی که من روی اینترنت پیدا کردم
خیلی بالاتره، حتی میتونم بگم اصلاً قابل مقایسه نیست.
برای مثال مارد بوردی رو که من روی اینترنت با
60
پند قراره بخرم به قیمت
80
پند میدادن!!
البته من هم نرفته بودم که مادر بورد رو بگیرم و بیشتر هدفم خرید کیس و کیبرد
برای کامپیوتر بود که اونها رو هم گرفتم.
خرید از طریق اینترنت واقعاً عالیه. به جرئت میتونم بگم هر جنسی رو که بخواید
میتونید بسیار ارزون تر از قیمت بازار خریداری کنید و دردسر منتقل کردنش به
خونه رو هم نخواهید داشت چون اگه بالای یه قیمت مشخصی (برای مثال
100
پند) باشه به صورت مجانی و اگر کمتر از اون باشه با پرداخت2-20
پند، بسته به سایز کالا، براتون میفرستن در خونه.
البته این جنسها معمولاً به این دلیل با قیمت ارزون تر روی اینترنت فروخته
میشن که فروشنده ها نیازی به داشتن یک مغازه و پرداخت دستمزد به کارمندان و
خرجهای مختلف برای اداره کردن یک مغازه ندارن و خیلی راحت با داشتن یک وبسایت
و یک انبار خارج از شهر میتونن کالاهاشون رو بفروشن!
خرید اینترنتی یک ایراد هم داره و اون اینه که بعضی مواقع بعد از خرید ممکنه
از شکل و شمایل جنسی که خریدید خوشتون نیاد به همین دلیل بهترین و عاقلانه
ترین کار ممکن این هست که اسم و مدل جنس رو یادداشت کنید و سعی کنید نمونه
اون رو توی یک مغازه پیدا کنید و از نزدیک ببینید. من هم دقیقاً
به همین دلیل برای خرید کیس این همه راه رو کوبیدم رفتم کامپیوتر مارکت.
خرید بقیه قسمتهای کامپیوتر هم از روی اینترنت ایرادی نداره چون شکل و
شمایلشون اصلاً اهمیتی نداره و بیشتر کاراییشون مهمه که اون هم نیازه به از
نزدیک دیدن نداره. بقیه قطعات رو هم احتمالاً طی
2-3
روز اینده از اینترنت میگیرم و کامپیوتر رو جمع میکنم.
چهارشنبه،
2003/6/August
امروز توی محل کارم بعد از اتمام کار
2
تا کامپیوتر رو توسط
Local network
به هم وصل کردیم و بازی
Red alert
2
رو
2
نفری بازی کردیم، چه حالی داد انصافیش، این بازی رو وقتی
2
نفری بازی کنی معرکه میشه، خلاصه از این محل کارم خیلی خوشم میاد،
اولاً که کلی آدم چیز فهم و با سواد اونجا هست که میتونی هر سوالی داری
ازشون بپرسی و کمک بگیری، برای مثال امروز اگه یکی از همکارام نبود نمیتونستم
بازی رو راه بندازم. البته
network
رو درست کرده بودم و کامپیوترها به هم وصل بودن اما بازیه به یه پروتکل مخصوص
نیاز داشت که من بلد نبودم نصب کنم و اون یارو بهم گفت که باید چطوری درستش
کنم.
دوماً هرچی بخوای دم دستته، هاب( یه وسیله هست که از اون برای وصل کردن
کامپیوترها به هم استفاده میشه)، سیم کانکشن، مونیتور و هزار و یه چیز دیگه،
خلاصه عمراً چیزی در رابطه با کامپیوتر نیاز داشته باشی و اونجا گیر نیاری.
چند روز پیش یه کامپیوتر با پروسسور
1.4
گیگاهرتز و هارد
30
گیگ و رم
240
به پستم خورد. من که داشتم شاخ در میاوردم، نمیدونم صاحبش چرا این رو بخشیده
بود اما خوب برای من که بد نشد، از مسئول کارگاهمون اجازه گرفتم که ازش یه
چند روزی استفاده کنم اون هم گفت اصلاً مسئله ای نیست و هرقدر که خواستم
میتونم اونجا ازش استفاده کنم. منم از خدا خواسته یه ویندوز اکس پی روش نصب
کردم و گذاشتمش کنار برای بازی!!
داشتم میگفتم،
network
کردن کامپیوتر ها هم کاری اسونی نیست، البته یه چند تا نکته اساسی هست که اگه
بدونی دیگه مشکلی نداری اما اگه ندونی
1
هفته هم ور بری نمیتونی درستش کنی، خلاصه توی این یک ماه اطلاعات کامپیوتری
من
3
برار شده!!!!
راستی یه پیتزا هم به داییم بدهکارم که این کاره رو بهم معرفی کرد، چند روز
پیشا اومده بود خونمون میگفت باید پیتزا بهش بدم، منم که مشکلی ندارم، پول
پیزا رو بده من
4
بار مهمونش میکنم!!!! نه
8
بار!!! حالا برای اینکه بهش ظلم نشه پول نوشابه رو من میدم!!
پنجشنبه،
2003/31/July
این چند
روزه بعد از کار دارم به این Movable
Type
ور میرم ببینم میتونم یاد بگیدم چطور میشه یه وبلاگ باهاش درست کرد یا نه،
تعریفش رو خیلی شنیدم، امیدوارم ارزش این وقتی رو که دارم براش صرف میکنم داشته
باشه. البته الان تابستونه وگرنه تو سال تحصیلی فکر نکنم وقت خالی برای این
کارها داشته باشم.
امروز صبح
که داشتم میرفتم سر کار یه خانومه رو دیدم که سگش رو آورده بود پیاده روی. من
طرف دیگه خیابون بودم و داشتم برای خودم آهنگ گوش میدادم و راه میرفتم، خلاصه
تو حال خودم بودم که چشم افتاد به اونطرف خیابون. خانومه رو که دیدم با سگش
اول متوجه چیزی نشدم، بعد یباره متوجه شدم این سگش یه جوراییه و غیر عادیه،
اولش باورم نمیشد، یکم دقیقتر نگاه کردم دیدم دور کله سگه یه چیزی مثل این
قاب ها هست به لامپ میبندن و به سقف آویزون میکنن بسته شده.
نزدیک بود
بزنم زیر خنده، قیافه سگه واقعاً دیدنی شده بود!!! هرجوری بود خودم رو کنترل
کردم و رفتم. فکر کنم قبلاً کسی رو توی خیابون گاز گرفته بود، برای همین
صاحبش رو مجبور کردن اینطوری بیاردش بیرون. بابا من نمیفهمم این سگها رو چرا
میارن تو خیابون، یا گنده کاری میکنن و خیابون رو کثیف میکنن یا مردم رو گاز
میگیرن، خلاصه جز دردسر برای بقیه مردم و صاحبشون چیزی ندارن. البته من با
پارک بردن سگ مخالف نیستم اما خوب تا ببرنشون پارک یه مسیری رو توی خیابون
باید برن و سگه آخر کار خودش رو میکنه. البته خوب نمیشه هم تو خونه زندانیشون
کرد.
خلاصه نتیجه
اخلاقی اینکه بابا سگ و سگداری مال زندگی روستاییه، جایی که صاحبش یه مزرعه
ای چیزی داشته باشه که هم سگه زندونی نباشه و فقط روزی 2
ساعت بتونه هرکاری میخواد بکنه، نه برای دیگران دردسر درست کنه.